شیما سیدی | شهرآرانیوز؛ شهرآرا اولین بار در تاریخ ۱۸ خرداد ۹۹ در گزارشی با تیتر «اژدرکوه، کوه افسانهای مشهد در معرض نابودی» درباره فعالیت مخرب معادن آهک هشدار داد و خواستار ثبت نام اژدرکوه در فهرست میراث ملی شد. آن زمان معادن تنها تا اردیبهشت سال ۱۴۰۰ مجوز بهرهبرداری داشتند، اما جدی نگرفتن این درخواست از سوی مسئولان میراث فرهنگی موجب تمدید پروانه بهرهبرداری معادن تا سال ۱۴۰۸ شد.
احتمال نابودی کامل کوه تا پایان این تاریخ، ما را بر آن داشت تا در تاریخ ۳۰ آبان سال ۱۴۰۰ مجدد در گزارشی به وضعیت اسفناک اژدرکوه بپردازیم و این بار از نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی برای نجات این کوه مدد بگیریم. در همان زمان جلسهای در دفتر حجتالاسلام پژمانفر برگزار شد و با حضور مسئولان فرصتی دو ماهه برای ثبت به میراث فرهنگی داده شد. قرار نگرفتن نام اژدرکوه در فهرست میراث ملی با وجود گذشت ۶ ماه از آن تاریخ این بار فرماندار و نماینده مردم مشهد را به پای کوه اسطورهای فارمد کشاند تا از نزدیک در جریان تخریبها قرار بگیرند.
۳۰ آبان سال ۱۴۰۰ جلسهای در دفتر حجت الاسلام پژمانفر برای بررسی وضعیت اژدرکوه برگزار شد. در این جلسه طبق قانون، اولین قدم برای نجات اژدرکوه، ثبت آن در فهرست میراث ملی بیان شد. در همان جلسه حجت الاسلام پژمانفر، از کارشناسان میراث فرهنگی، درباره زمان لازم برای تهیه پرونده و ثبت یک اثر در فهرست میراث پرسید و کارشناسان میراث فرهنگی نیز دو ماه زمان را برای انجام این کار کافی دانستند. بر همین اساس حجت الاسلام پژمانفر مهلتی دو ماهه برای ثبت ملی اژدرکوه معین کرد و این خبر نیز رسانهای شد.
از نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی پرسیدیم مدتی که کارشناسان میراث برای ثبت اژدرکوه اعلام کردند، غیرکارشناسی بود یا اتفاق دیگری رخ داد که با وجود گذشت شش ماه هنوز پرونده اژدرکوه در فهرست میراث ملی جا نگرفته است؟
حجت الاسلام پژمانفر، کوتاهی مسئولان میراث فرهنگی را دلیل این تأخیر دانست و گفت: مسئولان میراث فرهنگی کوتاهی کرده اند و حتما جای گلایه دارد. ما آبان ماه به آنها فرصتی دو ماهه دادیم و قرار بود بیایند اینجا پاسخ گو باشند، اما نیامدند. این تأخیرشان قابل دفاع نیست. دو ماه زمان برای ثبت اژدرکوه کافی بود، اما آن طور که من مطلع شدم، کارشناسان میراث اسفند ۱۴۰۰ یعنی با دو ماه تأخیر، پرونده را به تهران فرستادند. حتما این گلایه را من به وزیر میراث فرهنگی خواهم داشت که اگر مسئولی در این موضوع کوتاهی کرده است، با او برخورد شود.
نماینده مردم مشهد و کلات، قول پیگیری ثبت اژدرکوه در تهران را داد و گفت: من پیگیر کارهای تهران خواهم شد که در اسراع وقت پرونده اژدرکوه ثبت ملی شود و بعد از آن بتوانیم با تشکیل جلسه در استان، جلو فعالیت معدن را بگیریم.
نماینده مردم مشهد و کلات سپس با نگاهی کلی به فواید و مضرات ناشی از برداشت آهک از اژدرکوه توضیح داد: البته ما با موضوع معدن مخالف نیستیم؛ بحث ما هزینه و فایدهای است که صورت میگیرد. با یک نگاه ملی باید ببینیم آیا کار معدن در اینجا به نفع کشور است یا خیر. آیا حقوقی که معدن کار در ازای برداشت گچ و آهک میپردازد، به نسبت ضرری که برای کشور دارد، برابری میکند؟ بی شک هیچ منطقی نمیپذیرد که این کوه اسطورهای و جایی را که محل تفرجگاه مردم است، از بین ببریم تا منافع تعداد محدودی را تأمین کنیم؛ این قابل دفاع نیست.
طبق قانون، اولین قدم ثبت اژدرکوه در فهرست میراث ملی است، ولی بی شک این تازه شروع کار است و بعد از آن باید مانند سایر پروندههای ثبتی همچون دیزدر و معادن شن و ماسه فعال در محدوده تاریخی توس، برای جابه جایی معادن و جلوگیری از فعالیتشان در محدوده ثبتی وارد میدان شد. حجت الاسلام پژمانفر درباره زمان لازم برای پیمودن این مراحل گفت: اینکه از فرماندار خواهش کردیم بیاید بازدید برای این است که بتوانیم مسیر را کمی کوتاه کنیم. آقای فرماندار قول دادند بیست روزه جلسه تشکیل شود، موضوع را بررسی کنند و به حل مسئله شتاب بدهند. اگر میخواستیم به صورت معمول مشکل حل شود، زمان میبرد و میزان خسارت افزایش مییابد.
محسن داوری، فرماندار شهرستان مشهد، اعلام نظر درباره آینده اژدرکوه را به نظر کارگروه تخصصی معطوف کرد و گفت: معدن کار برای بهره برداری از این کوه مجوز دریافت کرده است؛ حالا ممکن است تخلفی هم صورت گرفته باشد یا خیر. این موضوع ظرف ۲۰ روز در یک کارگروه بررسی خواهد شد. آنها هم نظرات مردم روستای فارمد را بررسی خواهند کرد و هم حرف معدن کاران را خواهند شنید و در نهایت هزینه و فایده میکنند و نتیجه را به ما گزارش میکنند. بعد ما بر اساس این گزارش میتوانیم تصمیم بگیریم آیا معادن باید به کارشان ادامه دهند یا میتوانیم راهکاری برای توقف آن پیدا کنیم.
فرماندار مشهد ادامه داد: بی شک نظر مردم نظر درستی است، اما باید در هیئت کارشناسی بررسی شود؛ چه بسا که بتوان به راه حلی میانه رسید تا هم مرتع داری انجام شود، هم معادن به کارشان ادامه دهند. احتمال اینکه بهره بردار هم تجاوزی کرده یا به وظیفه خودش درست عمل نکرده باشد، هست.
تابلویی بر راه اژدرکوه نصب شده است که بر اساس آن، این محدوده جزو حریم معدن سنگ آهک فلات شرق معرفی شده و ورود افراد متفرقه را به حریم معدن ممنوع کرده است. فرماندار مشهد در پاسخ به این سؤال که آیا معدن کار اجازه جلوگیری از ورود کوه نوردان و مردم را دارد توضیح داد: وقتی به یک کوه مجوز بهره برداری معدن میدهند، به معنی این نیست که کوه ملک معدن کار شود و بتواند مانعی برای حضور مردم ایجاد کند؛ بلکه به واسطه مجوز تنها اجازه استخراج مواد معدنی به معدن کار داده میشود.
برخی کارشناسان اداره میراث فرهنگی مشهد مدعی هستند این کوه از نظر میراث طبیعی ارزش ثبت ندارد و باید برای قانع کردن کارشناسان در جلسه ثبت در تهران به دنبال فسیل یا گیاه دارویی خاصی در دامن کوه بگردیم، حال آنکه تنها نگاه به ظاهر اژدها مانند اژدرکوه و افسانه و اسطورهای که در خود نهفته دارد، کافی است تا به اهمیت ثبت آن در فهرست میراث ملی پی ببریم.
همچنین بررسی مفاد قانونی ثبت آثار در فهرست میراث ملی نشان میدهد یکی از اولین فاکتورها برای ثبت اثر در فهرست میراث ملی این است که نمادی از هویت ملی و ایرانی باشد که از این منظر اژدرکوه که نام آن در شاهنامه فردوسی نیز آورده شده، بی شک نماد هویت ملی ماست و اولویت ثبت آن نسبت به بسیاری از میراث دیگر که در سالهای اخیر ثبت شده اند، اگر بیشتر نباشد، کمتر نیست.
برخی از کارشناسان میراث همچنین معتقدند پیش از این، سابقه ثبت کوه در فهرست میراث ملی وجود نداشته و به دلیل اولین بودن اژدرکوه راه سختی پیش روی آنان است، درحالی که کوه «شاهوار» در شاهرود که از قضا مانند اژدرکوه در حال نبرد با معدن کاران بود، نیز در خرداد سال ۱۴۰۰ در فهرست میراث ملی جای گرفت.
همچنین اولین اثری که در فهرست میراث طبیعی کشور جا گرفته کوه دماوند است که در بیان دلایل ثبت آن به اسطورهای بودن آن نیز اشاره شده است.